مدل‌های تجاری‌سازی

تعریف تجاری سازی

مدل‌های تجاری‌سازی به دو دسته مدل‌های خطی یا فرآیندی و مدل‌هلای کارکردی دسته‌بندی می‌شوند.مدل‌های خطی یا فرآیندی، فرآیند تجاری‌سازی را به صورت گام به گام تشریح می‌کنند.در برخی موارد، این مدل‌ها دارای شاخه‌های موازی برای تکمیل فعالیت‌هایی هستند که باید به طور همزمان به منظور افزایش شانس تجاری‌سازی انجام شوند. این در حالی است که مدل‌های کارکردی مدل‌هایی هستند که فعالیت‌های مهم را یکپارچه و روابط بین آن‌ها را توصیف می‌کنند؛ بدون آنکه الزاماً مراحل تجاری‌‍‌سازی رت در مسیر اصلی تجویز نمایند. برای تجاری‌سازی محصول جدید مدل‌های مختلفی وجود دارد که در زیر به چند مورد آن اشاره می‌کنیم:

۱- مدل تجاری سازی کوپر یا مدل مرحله- دروازه

مدل کوپر، یکی از مشهورترین مدل‌های تجاری‌سازی است و به مدل فرآیندی مرحله-دروازه معروف است. به عبارتی دیگر، فرآیند مرحله- دروازه یک نقشه عملیاتی شده برای هدایت پروژه‌های محصول جدید از مرحلۀ تحویل آن به بازار است. مشخصۀ اصلی این مدل، اختصاص حمایت‌‌های توسعه‌ای به صورت کارا است، زیرا هر فرآیند، شامل مراحل و ورودی‌هایی می‌شود که پیشرفت پروژه را مشخص می‌کند. در این مدل، مرحله جایی است که در آن اقدام به وقوع می‌پیوندد و دروازه نیز جایی است که در آن در مورد ادامه یا عدم ادامۀ مسیر توسعه تصمیم‌گیری می‌شود. مراحل اصلی و نقاط تصمیم‌گیری در مدل مرحله – دروازه عبارتند از :
-مرحلۀ صفر: ایده‌پردازی( تصمیم اول: غربال ایده)
-مرحلۀ اول : بررسی اولیه (تصمیم دوم: غربال ثانویه)
-مرحلۀ دوم : بررسی تفضیلی ۰ تصمیم سوم: اقدام برای توسعه)
-مرحلۀ سوم : توسعه ۰تصمیم چهارم : اقدام برای آزمون)
-مرحلۀ چهارم : انجام آزمون و معتبرسازی (تصمیم پنجم: اقدام برای تجاری‌سازی)
-مرحلۀ پنجم:تولید صنعتی و ورود به بازار
لازم به ذکر است که این مدل بیشتر برای سازمان‌های تولید و توسعۀ محصولات جدید کاربرد دارد، اما می‌توان با انجام اصلاحاتی، آن را برای سازمان‌های پژوهشی به منظور توسعۀ فناوری جدید نیز به کاربرد.

۲- مدل راث ول و زیگفیلد

این مدل، یک نمودار بلوکی است که در آن، هر بلوک توصیف کنندۀ روابط بین اجزای مختلف در فرآیند تجاری‌سازی است و نشان می‌دهد که این روابط چگونه باهم تعامل می‌کنند. این مدل، مسیری به بازار است که از یک طرف، از نیازهای موجود و نوظهور بازار و ازطرف دیگر از تحول فناوری تأثیر می‌پذیرد.موضوعات کسب و کار به صورت ضمنی مورد تأکید قرار دارند.این مدل تأکید می‌کند می‌کند که تجاری‌سازی، یک جزء لازم از فرآیند نوآوری است.در این مدل، توالی فعالیت‌ها وجود دارد، اما شاخۀ فنی اصلی در مرکز این فرآیند قرار دارد که در طول آن بازارهای جدید و تحول نیازهای بازار از یک سو و تحول فناوریاز سوی دیگر، بر فرآیند تجاری‌سازی تأثیر می‌گذارد.

۳- مدل گلداسمست

این مدل عناصر کسب و کار، بازار و فن‌آوری تجاری‌سازی را در ماتریسی از فعالیت‌های توأم و متوالی و نیز نقاط تصمیم‌گیری قرار می‌دهد. مدل گلداسمست، از راهبردها و فعالیت‌ها برای تجاری‌سازی فناوری‌های پیشرفته و چارچوبی برای اندازه‌گیری پیشرفت در مراحل مختلف است.به عبارت دیگر، این مدل، ابزاری برای شناسایی اطلاعات و نیاز به کمک‌های فنی، هزینه‌های توسعۀ پروژه و پیش‌بینی نیازمندی‌های مالی است.
مدل گلداسمیت، کل فرآیند را از ایده اولیه تا ایجاد، خلق و راه انداری شرکت تابعه پوشش و سپس راهبرد خروج برای مخترع و سرمایه‌جگذار را نشان می‌دهد. هریک از شاخه‌های فنی، بازار و کسب و کار این مدل، در شش مرحلۀ متوالی شامل پژوهش، امکان‌سنجی، توسعه، معرفی، رشد و بلوغ، تشریح و خود این شش مرحله به سه فاز مفهومی، توسعه و تجاری تقسیم شده‌اند

منبع فصلنامه علمی- پژوهشی مدیریت نوآوری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *