مقدمه ای بر تجاری سازی

تجاری سازی

فرآیند تولید و توسعۀ محصول جدید در هیچ دوره‌ای مانند امروز دستخوش تغییر و تحول نبوده است.رشد سریع فناوری، افزایش خظر پذیری و مخاطره در بازارهای جهانی و تغییرات روزافزون در نیازهای مشتریان، گروه‌های توسعه محصول جدید را با فشارهای روز افزونی برای کاهش هزینه‌ها و چرخۀ زمان تولید در کنار حفظ کیفیت مناسب و قابلیت اطمینان بالا روبرو کرده، به طوری‌که توجه به راهبردهای چابک‌سازی در فرآیند تولید را موجب شده است.

مهمترین مسأله در کشورهای در حال توسعه، مسأله به گردش درآورد چرخ توسعه است. بیشتر کشورهای در حال توسعه از نبود سیاست علوم و فناوری و تشکیلات سازمانی قوی، نارسایی نظام‌های تحقیق و توسعه، کمبود نیروی انسانی متخصص، جریان کند اطلاعات و ازهمه مهم‌تر مشکلات توسعۀ علمی و فناوری رنج می‌برند. اگرچه از دانش به عنوان نیروی محرک توسعه و عامل افزایش بهره‌وری یاد می‌شود، اما این اهمیت هنگامی آشکار می‌شود که دانش تولید شده، تجاری و عرصه تولیدات و خدمات به کار گرفته شود. به همین دلیل است که امروزه ذخیره‌سازی دانش به تنهایی راضی کننده نیست و اطمینان از کاربرد دانش به گونه‌ای جامعه بتواند از منافع سرمایه‌گذاری در تحقیقات بهره‌برداری کند، به عنوان حلقۀ نهایی مدیریت دانش الزامی به نظر می‌رسد.

ایجاد بسترهایی برای عرضۀ فناوری، علاوه بر فراهم آوردن ارزش‌های اقتصادی قابل توجه یرای سازمان‌ها، منجر به رشد اقتصلدی و فنی جامعه می‌شود.پژوهش در سازمان‌های پژوهشی نیز بدون تجاری‌سازی یک محصوا معنایی ندارد، زیرا بدون دستیابی به مشتریان خاص یک محصول، تولید یا انجام آزمایش در مورد یک ایده بی‌فایده است.در سال‌های اخیر با توجه به رکود جهانی حاکم بر بازار کالا و خدمات، موسسه تحقیقاتی و پژوهشگاه‌ها در سراسر جهان با چالش‌های متعدد راهبردی از قبیل تنگناهای تأمین مالی، رقابت شدیدتر در عرصۀ جهانی و تقاضاهای روزافزون مشتریانو حامیان مالی روبرو هستند.برای موفقیت در برخورد با این چالش‌‌ها، این موسسه‌ها و پژوهشگاه‌ها باید بازنگری در نقش و راهبرد خود، باید بر فعالیت‌های پژوهشی و ایجاد تغییرات واقعی در سازماندهی، فرآیند عملیاتی و نظام‌های تشویقی و تجاری سازی فناوری به طور عمیق تمرکز نمایند.

با توجه به موضوع تجاری‌‌سازی ایده‌ها و نتایج پژوهش، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است که باید در کنار تصمیم‌های منطقی و تبیین راهکارهای مناسب با شرایط مراکز تحقیقات هسته‌ای کشور، مورد توجه مدیران ذی‌ربط قرار گیرد. ورود موسسه‌های تحقیقاتی به عرصۀ تجارت و بازاریابی محصولات خود و توجه به نیازمندی‌های بازار و معیارهای مشتریان، منجر به پیدایش فرصت‌ها و پیامدهای مثبتی می‌گردد.پیامدهایی که در کمترین سطح بهره‌وری کمک به خودگردانی موسسه‌ها و در بالاترین سطح ، انتظار افزایش استانداردهای زندگی، کیفیت زندگی، تولید ثروت و رشد اقتصادی را پی خواهد داشت. فناوری و تجاری‌سازی، ارکان فرآیند نوآوری هستند که تبدیل اختراع‌ها به تولیدات دارای بازار می‌شوند. این فرآیند بسیار پیچیده است و به تخصص‌ها و دانش فنی زیادی نیاز دارد.بازاریابی و فرآیند تجاری‌سازی، مرحلۀ نهایی فرآیند نوآوری را تشکیل می‌دهند.این دو عنصربرای دستیابی به موفقیت هر اختراعی لازم هستند، به عبارت دیگر تجاری‌سازی معمولاً به عنوان فرآیند ایجاد محصولی که با قیمت قابل قبول برای بازاری خاص مناسب است و می‌تواند نیازهای بازار را برطرف سازد تعریف می‌شود.

فرآیند تجاری سازی را می‌توان به سه مرحلۀ مجزا تفکیک نمود که عبارتند از :
۱- ایده پردازی
۲- توسعۀ فناوری
۳- تجاری‌سازی
در فرآیند یک ایده که به اندازۀ کافی بازار دارد از منابع مختلف ایجاد شده و پرورش می‌یابد. در مرحلۀ توسعه، این ایده به فناوری یا محصول مورد نظر تبدیل می‌شود.از این رو،منظور از تجاری سازی، در حقیقت دانشی است که مراحل مذکور را طی کرده است و یا به عبارت دیگر دانش فناورانه‌ای است که وارد بازار شده است.
شایان ذکر است که موسسه‌های پژوهش و فناوری که به اختصار RTI نامیده می‌شوند، سازمان‌هایی هستند که مسئولیت انجام پژوهش، توسعه و ارائۀ خدمات مرتبط با فناوری و نوآوری برای دولت، صنایع و یا سایر مشتریان را برعهده دارند. امروزه این موسسه‌ها بسته به میزان تأکیدشان بر پژوهش، خدمات فنی و توسعه و به کارگیری فناوری، شکل‌های گوناگونی به خود گرفته‌اند.موسسه‌های پژوهش و فناوری در نظام ملی نوآوری کشورها نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. این سازمان‌ها، اگرچه به طور عمده بر پژوهش کاربردی متمرکز هستند، معمولاً در کنار آن طیف وسیعی از خدمات تکمیلی در حوزۀ علم، فناوری و نوآوری شامل مشاورۀ فنی، تجاری سازی و توسعۀ عملی را نیز ارائه می‌کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *